تبليغاتX
یادداشتهای بابا و مامان آیدا - سال نو !
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
سال نو !

یاد نوروز و از کرسی خانه مادرجون (مادر مادرم) تا پوشیدن لبا سهای نو و اسپند دود کردن مامان و.... بخیر.یاد عیدیهای ۵ تومانی تا ۵۰تومانی بخیر . یاد آرزوهای بزرگی که بر سر سفره هفت سین در دنیای کوچکمان در سر می پروراندیم بخیر.زمانی که بچه بودیم همش دنبال این بودیم که سال هرچه زودتر نو بشه. فکر می کردیم آخرین  خبرها از دقایق ابتدایی سال جدید شروع میشه.اصلا همه چیز یه جور خاصی بود و همه چیز فضای عجیبی به ما انتقال می داد. شاید بخاطر این بود که مدارس ۱۵ روز تعطیل بود و یا فرصت برای هوا کردن بادبادکهایی که با صرف وقت فراوان به دقت می ساختیم و از هوا کردنش لذت می بردیم :داشتیم..شایدم بابت جمع شدن دور همدیگه بودن و بازیهای بچگیهامون ، .........چه دورانی بود.الانه نوروز و سال جدید ته مانده ای از اون فضا را برای ما ایجاد می کنه اما نه مثل گذشته .شاید بخاطر اینه که وقتی بزرگ شدیم دوست نداریم بزرگتر بشیم و دوست داریم به کودکی هامون برگردیم.دنیای پاکیها و سرشار از شادیهای کودکانه بدور از هر دغدغه ای از مشکلات اقتصادی ، سیاست ، تزویر و ریا....اما زندگی دگمه بازگشت ندارد و آنچه برایمان باقی مانده خاطرات و پاکی آن دوران در ذهنمونه .  به همین هم دلخوشیم.نمی دونم دنیای کوچک آیدا جون در پایان سه سالگی و شروع سال چهارم زندگی در سال جدید چگونه است ؟ عمو نوروز و عیدیهای ۲۰۰۰ تومانی به بالا و خوردن شکلات و شیرینی فروان و لباسهای نو و مسافرتهای .....مطمئنم فراتر از اینهاست .همیشه سلامت باشی عزیزم. 

سال جدید بر آیدا جون و مامان مهربانش مبارک . بر همه دوستان و مادران و پدران و... هم مبارک. سالی پر از شادی و سلامت  با موفقیتهای نو برای همگان آرزومندم.

بابای آیدا

نوشته شده توسط بابا و مامان آیدا در 6:20 | | لینک به این مطلب