تبليغاتX
یادداشتهای بابا و مامان آیدا - آمپول
سه شنبه هشتم خرداد 1386
آمپول

۱- سلام. آیدا جون تب کرده و گلوش هم متورم. بایستی هر ۴ ساعت شربت استامینوفن بخوره. برعکس اکثر هم سن و سالاش ترجیح میده تا آمپول بزنه اما شربت نخوره.یه آمپول پنی سیلین هم زده اما بایستی سفالکسین هم بخوره.پشت تلفن می گفت که بابایی من سرم و گلوم درد میکنه و آمپول زدم ،یک کمی بیشتر گریه نکردم. یادته تو هم سرت درد می کرد قرص خوردی خوب  شدی؟من هم گفتم آره دختر گلم اگه شما سر ساعت داروهاتو بخوری زودتر خوب میشه ؟  طبق نظر پزشک چند روز هم نبایستی به مهد کودک بره . امیدوارم زودتر خوب بشه.

۲- من نمی دونم  مجری "چرا" که از شبکه ۵ تهران پخش میشد کیه . اما هر خانمی هست واقعا" دست مریزاد. چون آیدا خانم آهنگهای  "گلهای رنگین کمان ۲  " بی نهایت دوست داره و مجبوریم روزی ۲۰ مرتبه و حتی بیشتر اونو گوش بدیم. خصوصا" آهنگ "دکتر و سرماخوردگی عروسک ". بعضی وقتها این مجریان و آهنگ سازان برای پدر و مادرها معجزه می کنند. خصوصا" اونجایی که تو آهنگش می گه" بیا بریم دکتر ،دکتر که ترس نداره".بابای آیدا که کوچولو بود از آمپول می ترسید!!! 

نوشته شده توسط بابا و مامان آیدا در 7:16 | | لینک به این مطلب